باران همی بارد، همی آید بهاران نرمک، نرمک، اینک باران...... باران......یاران من رفتند و من ماندم - صد افسوس -وامانده این جا این منم زان بیشماران! -یاران من، کو جسمهاشان؟ اسمهاشان؟- آن پونههای وحشی بر جوکناران -یاران من، تصویرهاشان مانده با من،- افتادگان این برگها، از شاخساران -یاران من رفتند و من..... - ای کاش میرفت.....تصویرهاشان از نظر، این پایداران! -یاران من رفتند و بر گو تا نکارند،بر گورهاشان لاله، هرگز، لاله کاران!ای کاشکی میشد غبار بد به یک سو،زان بهترینان در زلال چشمهساران!روزی د
برچسب:
نویسنده: آبتین زارعیپور
تاريخ: چهارشنبه
14 مرداد
1405 ساعت: 8:35